مصطفى النوراني الاردبيلي
534
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )
سرتيكانچن اسم نوعى كچنار است سريشطا اسم ترپهلا است سرسيريس اسم كجپيپل است سريشى لغتى است سرى هستنى اسم سريانى است سريكه اسم هندى سرس است سرى اسم كلهپاچه است به هندى سرينه اسم عثبه است « 1 » سزما اسم نبيذ گندم است به بغدادى سسا اسم هندى خرگوش است و به عربى ارنب گويند سسمالى معرب سساليوس يونانى است سيساس : اسم صمغ درخت مدى سرخ است سستى اسم سلج است سستى كستى اسم ساگ چنچل است سسطيقون به فارسى مرگ گازرونى گويند سشويك پهل اسم بيل پترى است سطاريون آن را به يونانى قرسطاريون و به فارسى برابران و به اصفهانى گل عقرب نامند و ضماد آن برگزيدگى عقرب و زنبور و سائر هوامّ مجرب است سكاح اسم جنس گياهى است كه بر روى زمين پهن نمىشود سطانيون از نوعى از زعرور است ، سطراطيوطس به عربى فارسى الماء گفته مىشود به شرح رجوع شود « 1 » سطروخين اسم عنب الثعلب است سطراديقون اسم آذريون است
--> ( 1 ) - محيط اعظم ، ج 2 ، ص 32 - 31 . ( 1 ) - همان ، ج 2 ، ص 33 - 32 .